صفى الدين محمد طارمى
142
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
و « خسّت » است از براى خاصّه . چرا كه ايشان نمىبينند از براى ما سواى حقّ تعالى قدرى و وجودى ؛ و اگر ببينند زهد را مقامى ، هرآينه مىبينند از براى دنيا قدرى و وزنى - تا ببينند ترك او را مقامى - و اين عين خسّت است . پس سبيل ايشان آن است كه نبينند از براى دنيا وجودى ، از جهت محافظت بر وقت خودشان با خداى تعالى ، آنكه مشوّش شود به سبب التفات به غير - از براى عدم تمكّنى كه از براى خاصّه الخاصّة است - پس اگر واقف شوند با زهد ، هرآينه مكدّر مىشود وقت ايشان به سبب تلوين ، و باقى نمىماند صفاى وقت . و هو على ثلاث « 1 » درجات : الدرجة الاولى : الزهد في الشبهة - بعد ترك الحرام - بالحذر عن المعتبة « 2 » ، و الأنفة من المنقصة ، و كراهة مشاركة الفسّاق . « شبهه » چيزى است كه مشتبه باشد حلّيت او و حرمت او نزد مجتهد . پس زهد در او - بعد از ترك آنچه مبيّن است حرمت او از براى اصل « 3 » اسلام - مىباشد از براى نزاهت نفس به حذر از عتاب حقّ بر او و سخط او . و با انفت - يعنى ترفّع - از نقيصه نزد خداى تعالى ؛ يعنى از چيزى كه او موجب است از براى نقص نزد خداى تعالى ، اعمّ از آنكه نقص باشد نزد خلق يا نه . و از براى كراهت مشاركت فسّاق ؛ به درستى كه فسّاق ازدحام مىكنند بر مواضع رغبت در دنيا و حطام او از براى تحصيل شهوات ايشان به او . چرا كه مال مادّهء شهوات است ؛ و اگر مشاركت كند با ايشان در رغبت هرآينه مىباشد معدود با ايشان ، و اجتماع مىكند با ايشان در اماكن ايشان ، مثل سوق و متاجر ، و او مىترسد بر وقتش در مخالطه ايشان و اكراه مىكند آن مخالطه را . چرا كه زياد مىشود حرص
--> ( 1 ) . اصل : ثلاثة . ( 2 ) . در بعضى از نسخ « ك » : المعصية . ( 3 ) . اصل : اهل .